پیمان ایرانی بزرگترین وبلاگ هنر و سرگرمی
 

سوال کنکور سال 86        1- انرژی هسته ای حق مسلم .......... الف- ماست      ب - شیر      ت -پنیر        د - هر سه مورد


به لره میگن: بابات به رحمت ایزدی پیوست میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست میگه منظورتون رو نمی فهمم می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت


یه روز یه دکتره سه تا دیوونه رومیبره تو اتاقش تست کنه ببینه خوب شدن یا نه بهشون میگه فکرکنید سیب زمینی هستید دارید سرخ میشیداولی ودومی شروع میکنن به پریدن دکتره میگه چی کار میکنید دیوونه ها میگن خوب داریم جیلیز ویلیز میکنیم سومی آروم میشینه دکتره میگه خوب حتما خوب شده ازش میپرسه چی کار میکنی میگه من چسبیدم به ماهی تابه


به شیر فرهاد می گن: خرتون بچه ی ما را گاز گرفته.شیر فرهاد می گه: اولا خر ما گاز نمی گیره. دوما خر ما همیشه بسته است. سوما اصلا ما خر نداریم


برداشتن قدم های بزرگ در زندگی... . . . پــاره شدن شلـــوار را در پی دارد


روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم


معلم:« سعید! دو تا حیوان دو زیست نام ببر.» سعید:«قورباغه و برادرش.»


بوش گفته 3 نقطه از قم را میزنیم. لره میگه چرت میگه قم 2 تا نقطه بیشتر نداره غضنفر میگه جفتشون زر میزنن چون ""گم"" اصلا نقطه ندار


زن و شوهر با هم قهر بودن هر چی می خواستن به هم بگن روی کاغذ می نوشتن یه شب زنه می نویسه صبح ساعت 6 من و از خواب بیدار کن صبح ساعت 10 از خواب بیدار می شه می بینه مرده رو کاغذ نوشته پاشو ساعت شیشه زنیکه خر


یه اصفهانی موز می خوره پوستشو می زاره لای دفتر خاطراتش


روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم


یک مار به حمام زنونه میره همه جیغ میکشند ماره میگه نترسید من کبرا هستم


یه غضنفر میمیره. شب اول قبر 62 تا فرشته میان سراغش. 2 تاشون سوال می کردن 60 تاشون حالیش می کردن


غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه


پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین


غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم


به غضنفر یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم


یه غضنفر میاد تهران یه دونه پرشیا صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ غضنفر می گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته


یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم


غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه


می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟ می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ


غضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه اگه مردین یه فاز یه فازبیاین جلو


غضنفر واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی


غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود


به غضنفر می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون من تازه غذا خوردم نوشجان


غضنفر تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش


غضنفر تو خواب دعواش می شه شب بعد با بچه محلاش می خوابه


غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من اب ندین


غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی در این مکان عروسی برگزار می شود


غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت


غضنفر از تاکـ..سی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی راننده میگه من که چیزی نگفتم.غضنفر می گه بعدا که می گی


غضنفر جلو در دبیرستان دخترونه میوفته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه می گه: هرکی منو دراورد مال خودش


به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟ میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره


غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات سوارش می شه


غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بیرون یه دفعه می خوره زمین واسه این که کم نیاره می گه حرکتو حال کردی


غضنفر با کُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند واسه چی تو خونه کت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد


غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی‌رسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمع‌تر وایسین نون به ما هم برسه


غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره. تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما


غضنفر خواب میبینه داره بازی میکنه باباش رو میکشه میره مرحله بعد از خواب بلند میشه میبینه باباش جلوش نشسته میگه اه سیو نکردم


غضنفر از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کـ..س اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟


غضنفر اسم نویسی میکنه واسه موبایل… میگه: خدا کنه نوکیا در بیاد


بچه ی غضنفر به باباش میگه: بابا چرا ما هم مثل بقیه با هواپیما نمیریم کانادا؟ غضنفر میگه: خفه شو بچه، شنا کن


از غضنفر می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه: آخه پیاده خیلی راهه


یه غضنفر می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم


زن: مرد چرا کولر نمی خری ؟ غضنفر: به درد نمی خونه اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم


غضنفر کیس کامپیوترشو می بره نمایندگی میگه: آقا این این خرابه می پرسن چرا؟ جواب میده: چند روزه جا لیوانیش بیرون نمی آد


به غضنفر میگن با نجیب جمله بساز. میگه شلوار من نه زیپ داره نه جیب


یه غضنفر و یه عربه داشتن با هم دعوا میکردنو به هم فحش میدادند.غضنفر شروع میکنخ به خندیدن میگن چرا میخندی؟میگه آخه من دارم بهش فحش میدم اون داره برام قرآن میخونه...


غضنفر میاد تهران،‌ یه دختر خوشگل میبینه،‌ میگه: این دوست دختر که میگن شمایی؟


غضنفر قلکش پر میشه، 500 تومن سر میده، با یه قلک نو عوض میکنه


غضنفر سرش رو بی آب شامپو میکنه. میگن چرا بی آب؟ میگه: چون روش نوشته مخصوص موهای خشک


غضنفر میره لایه ازون رو بدوزه، اما بر نمیگرده. میبینن لایه ازون رو از بیرون دوخته


غضنفر آنتی بیوتیکشو سر وقت نمیخوره، ازش میپرسن چرا؟ میگه: میخوام میکروبها رو غافلگیر کنم!


غضنفر میره بقالی میگه: نوشابه خانواده دارین. بقاله میگه: آره. غضنفر میگه: به مجرد ها هم میدین؟


غضنفر اپلیکیشن فرم پر میکنه ، جلوی سکـ..س می نویسه: بله خیلی زیاد


به غضنفر میگن: دو دو تا؟ میگه: بیخیال. کلمه بگو جمله بسازم


به غضنفر میگن: ناف تهران کجاست؟ میگه: یه کم بالاتر از برج میلاد


غضنفر سوار تاکسی میشه درو نمیبنده. راننده میگه: درو ببند. غضنفر میگه: زرنگی؟ میخوای دربست حساب کنی؟


غضنفر توالت میساخته. آجر کم میاره. اوپن میسازه


غضنفر شماره تلفن پیدا میکنه. زنگ میزنه میگه: من شماره تونو پیدا کردم. آدرس بدین تا واستون بیارمش.


غضنفر تاکسی دربست میگیره. از پنجره سوار میشه 


به غضنفر میگن: نظرت راجع به آتروپات چیه؟ میگه: راستش یخمک خوشمزه تره


غضنفر از جهنم میره دم در بهشت، میگه: یخ دارین؟ میگن: داریم نمیدیم! غضنفر میگه: ایلده فردا صبح که اومدین آب جوش بگیرین منم نمیدم


غضنفر داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش


غضنفر میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می‌کنند


به یه غضنفر می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش


یه روز غضنفر پاش درد میکرده تو جورابش قرص بروفن میندازه


غضنفر داشته نوار نوحه گوش میداده میزنه اخرش ببینه شام میدن یا نه


غضنفر مست میکنه شنگول میشه گرگه میاد میخورتش


غضنفر میره پمپ بنزین. یارو به غضنفر میگه آقا سوپر بزنم یا معمولی غضنفر میگه معمولی بزن خانواده تو ماشین نشسته


تو اردبیل به مناسبت میلاد امام علی به همه ی اونهایی که اسمشون میلاد بود جایزه دادن!


غضنفر زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو میگه آره. میگه دکتر غضنفر؟ یارو میگه آره. غضنفر میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!


غضنفر رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار تعطیل است


یه روز یه غضنفر از یه پسره می‌پرسه بچه کجایی؟ میگه بچه امام حسین. غضنفر میزنه زیر گریه و پسره رو بغل می‌کنه میگه علی اصغر چه بزرگ شدی!


به یه غضنفر می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش


غضنفر میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. غضنفر هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میکنم


دو تا ماشین با هم تصادف می‌کنند و دست بر قضا، یکیشون ترکبوده. افسر میاد و می‌پرسه: کدومتون مقصر بودید؟ غضنفر میگه: من خواب بودم، ندیدم مقصر کی بود!


غضنفر میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه کت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمیخواد بدوزی، پارچه رو بده.


غضنفر با ماشینش میزنه به یه زنه، زنه میگه: آی دستم، آی پام، آی سرم! غضنفر میگه پاشو، پاشو، این ادا بازیها رو واسه حسن جوهرچی در بیار (او یک فرشته بود).


غضنفر میخوره به دیوار میگه ببخشین


به غضنفر میگن اسم یه پستاندار بگو که پرواز میکنه?غضنفر میگه:مهماندار ه


به یاد داشته باش : به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است، به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است


خدا هیچوقت از تو سئوال نمی کنه که چه نوع ماشینی رو روندی؟ اما حتما از تو خواهد پرسید که چند نفر رو که وسیله نداشتند به مقصد رسوندی؟


چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟


محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد


قدرت دید خانومها: یک تار مو را روی کت شوهرشون میبینن اما یه تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمیبینن


اون چیه که لای سینه رد میشه.. روی رون کشیده میشه..یهو میره توووو قفل میشههه...هی عمووووووووو چقدر فکرت منحرفه، کمربند ایمنیه دیگه


خیلی دوست دارم با تو برم ماهیگیری، آخه هیچکس مثل تو کرم نداره


غضنفر میره میوه فروشی، میگه: حاجی یک کیلو ازین لیموها به ما بده. میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: لیمو چیه مرد مؤمن؟! بگو سینه نیکل کیدمن!! غضنفر هم میگه: باشه بابا، یک کیلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، یک کیلو هم گیلاس بده. باز میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: آقاجان گیلاس چیه؟! بگو لپای مدونا!! غضنفر هم میگه: باشه بابا، از همونا. بعد غضنفر کیوی میخواسته، میگه: قربونت حاجی، یک کیلو هم از اون تخمای نلسون ماندلا بده!


پسر غضنفر میره پیش یک افسره پلیس، ازش می‌پرسه: ببخشید ساعت چنده؟ یارو میگه: ده دقیقه به ده. میگه: ساعت ده بیا بکنمت! بعد هم می‌زنه به چاک، افسره هم میفته دنبالش. پسره می‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش می‌بنده. پلیسه در خونه رو میزنه، غضنفر میاد دم در، ‌می‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان میگه: آقا این چه وضعیه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بیا بکنمت!! غضنفر هم میگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقیقه مونده!


یه روز غضنفر میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد غضنفر رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و... داریم. از کدوم یکی بدم. غضنفر میگه:والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن. طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.


یه ایرونی، یه آلمانی، یه اسپانیایی و یه غضنفر سوار هواپیما بودن که زیر هواپیما درمی ره، همه، حتی خلبان، از میله بالای هواپیما آویزون می شن، خلبان می گه: یکی از شماها باید از هواپیما بپره بیرون، غضنفر یه می گه: من می پرم به یه شرط: همه تون برام کف بزنین، همه براش کف می زنن و سقوط می کنن


یه روز یه غضنفر که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , غضنفر عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه


به غضنفر می گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو می خوای بری. غضنفر می بینه جهنم خیلی ردیفه و کلی حوری ریختن توشو دار و درخت و از این حرفا. میگه می رم جهنم. تا پاشو میزاره آتیش و این حرفا میریزه سرش. میگه چی شد. می گن آخه چند وقت بود کسی نمی اومد اینجا رفته بود رو اسکرین سیور


غضنفر تو قرعه‌کشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که می‌خواستن تحویلش بدن میگه اینو آبی کنین من فردا میام می‌برمش. میگن بابا این نقره‌ایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟ میگه آره. من فقط آبی تحویل می‌گیرم. خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده تحویلش میدن. میگه به به. ببینید.... حالا شد مثل نیسان!


برای ترک زبانها : حتما به زبان ترکی ترجمه کنید دختر ترک به پسر ترک : دیگر مرا نمی شماری دیگر به من صورت نمی دهی یا مرا بخر یا بدوان پسر ترک به دختر : من تو را رقصاندم مادرت به من خورشید نمی دهد برادرانت طنا بم را بریدند حالا بمان سوزان سوزان


یک قزوینی برنج تبرک می خره میاره تو خونه باز میکنه داد میزنه پس حمید کو؟


دختر به پسر ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم.


هزار دهقان برای باریدن باران دعا کردند . . . باران نیامد ! خدا به فکر کودکی بود که چکمه اش سوراخ بود . . .


سلام سلامتی میاره . سلامتی نشاط میاره ، نشاط شادی میاره ، شادی زندگی میاره ، زندگی زن میاره ، زن بچه میاره ، بچه دردسر میاره ، دردسر بدبختی


میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط یکی دونه قلب داده؟ برای این که بگردی , اون یکیش رو پیداکنی :


مورچه داشتـه دونه میبرد ازش میپرسند دونه را از کجا اوردی میگه: حمید


SMS :یک ترک پسرشو میبره انگیلیس تا انگلیسی یاد بگیره بعد از یک سال میره به پسرش سر بزنه بچه انگلیسیا داد میزنند محقلی محقلی دور گل بابان گلیب (شکور


کی دلش به حال ماهی میسوزه،یکی دلش به حال ماهیگیر میسوزه اما هیچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدی نمیسوزه


از یکی پرسیدند تشابه انرژی هسته ای با زن دوم مرد چیست ؟جواب داد : هر دو حق مسلم ماست


به یک ترک گفتند شما جرا فارسی بلد نیستید ؟ گفت من حضرت سلیمان نیستم که زبان هر حیوانی را بلد باشم .


تو را از گل‏. نه از گل آفریدند. تو را از عطر یاس و سنبل آفریدند. نمی دانم تو را با این همه حسن!!!! چرا قدری خل و چل آفریدند


آرزو دارم عمرت دراز وسفید ومفید باشد مثل کاغذ دستمالی توالت .


مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!


یه نفر شب اول عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته میگه:ببخشید خانواده خبر دارن اینجایین؟!...


آیا می دونید چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ برای این که شوهرش آدم بوده.
روزی نه نه حوا می ره دم خونشون، در می زنه، بعد حضرت آدم می گه: کیه؟ نه نه حوا می گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعید فلاح
 


عروس رفته بود گل بچینه مامور شهرداری گرفته بود


به آقایی در ماشین که در برف گیر کرده بود می گویند پیاد ه شو زنجیر بزنیم . همان آقا می گویند نه! بیرون سرده در ماشین بشینیم سینه بزنیم


به یک نفر میگویند زنت در خانه هنگام چیدن کلابی در حیاط از نردبان افتاده حالش وخیم است
مرد زود وسایل اش را جمع می کند به طرف خانه تند میدود در وسط راه می ایستد می گوید ما تو حیا ط گلابی نداریم ولی باز شک میکن تند میدود و باز می ا ایستد میگوید ای بابا ما اصلا نردبان نداریم ولی باز شک میکن شاید از همسایه گرفته باشند
تند شروع به دویدن میکند باز می ایستد میگوید ای با با من که اصلا زن ندارم

 


یروز یک مرد میره به غذاخوری میگه یدونه کباب بیار . کبابو میارن و میخواد بخوره ولی میبینه مو ازش بیرون میاد میگه اینو عوض کن یکی دیگرو میارن از اونم مو میاد این خودبهخود میگه برم ببینم چرا مو پیدا میشه از اینا میره میبینه که آشپز دست نداره کبابو صاف کنه مزاره زیر بغلش صاف میکنه
 


یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی


یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید


بچه اصفهانیه توی امتحان بیست می‌گیره. باباش میزنه توی گوشش و میگه: خاک بر سرت کنن، با نمره 10 هم میشه قبول بشی، حتما باید این همه خودکار حروم می‌کردی؟


اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم


به یک ترک گفتند بابا شدی . ترکه میگه به زنم نگویید میخوام سوپرایز ش کنم


یه آقایی برای تسلیت گفتن، می خواست بره خونه کسی که به تازگی زنشو از دست داده بوده ولی اشتباهی می ره خونه آقایی که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسلیت می گه ولی طرف با کمال خونسردی می گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد می داد و تازه هرکی می رسید، می پرید روش.


یکی میره شکار شیر. وقتی شیر و می بینه تفنگ گیر میکنه شیر جلو می آید میگه می خورمت . شکارچی التماس میکنه . آخر یک بار شلوارش و پایین میکشه. روز دوم برای انتقام از شیر دوباره میره جنگل . باز وقتی شیر را میبیند تفنگ گیر میکند . در این موقع شکارچی شلوارش را زود پایین میکشد شیر میگه بگو ببینم . آمدی -BADWORD- بدهی یا شیر شکار کنی


یه روز به یک مرد می گن: یک جمله بساز که توش آب باشه؟
می گه: لوله آب.


یک روز، یک پرتغال خودشو می زنه به دیوار، اون یکی پرتغال می گه: چرا خود تو می زنی به دیوار؟
می گه: چون می خوام پرتغال خونی بشم.


یه روز، یه چس ویک گوز می رن یه مردی رو بکشند، چس به گوز می گه: تو صداش کن، من خفش می کنم.>


کمد سازی به آشپز خانه ای کمد نصب میکند وبه خانه ای خود بر میگردد به کمد ساز خانمی زنگ میزند می گوید: آقا کمدی که نصب کرده ای وقتی اتوبوس رد میشود کمدها در آشپز خانه لرزش دارند شاید محکم نصب نشده . کمد ساز بر می گردد به همان محل نصب و به خانم می گوید من توی کمد میشینم اگر اتوبوس رد شد ببینم لرزش وصدا از کدام قسمت کمد است وقتی کمد ساز داخل کمد مینشیند مرد خانه وارد منزل می شود و به آشپزخانه رفته در کمد را باز می کند و مردی را در داخل کمد میبیند و به او می گوید تو اینجا چه کار می کنی ؟ کمد ساز می گوید : اگر راست هم بگویم حرفمو باور نخواهی کرد ولی بخدا من در داخل کمد منتظر اتوبوس هستم


دزدی پول های مردی رو می دزده و فرار می کنه.
مرده دنبال دزده می دوه و داد میزنه: آی دزد.......
یهو دزده می ایسته و پول ها را به سمت مرده پرت می کنه و می گه : بیا ندید بدید !!!


اولی: زودباش قطار میره
دومی :کجا میخواد بره بلیط دست منه .


یکی میره شکار شیر. وقتی شیر و می بینه تفنگ گیر میکنه شیر جلو می آید میگه می خورمت . شکارچی التماس میکنه . آخر یک بار شلوارش و پایین میکشه. روز دوم برای انتقام از شیر دوباره میره جنگل . باز وقتی شیر را میبیند تفنگ گیر میکند . در این موقع شکارچی شلوارش را زود پایین میکشد شیر میگه بگو ببینم . آمدی کون بدهی یا شیر شکار کنی


یه کوره می ره آشپزخونه، دستش می خوره به رنده، می گه: این چرت و پرت ها چیه این جا نوشتن!


یه سوسکه می ره جلوی آینه، میگه: وای سوسک!!


یه آبشار رژیم می گیره، تف می شه.


یه اصفهونی موز میخوره، معدش تعجب میکنه.


یه اخی میره پنجاه تومن میندازه صندوق صدقات، میبینه قوچعلی داره از اون ور خیابون بهش می خنده، فکر میکنه کم انداخته، یه دویست تومنی میندازه، می بینه قوچعلی باز داره می خنده، فکر می کنه ضایس، یه پونصد تومنی در میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری در میاره میندازه تو صندوق، می بینه قوچعلی دلشو گرفته قاه قاه می خنده. میره اون ور خیابون به قوچعلی میگه: آخه آمو برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلی میگه: ه ه ه ...این خو گوشی نداره.


یکی تو مسابقه ۲۰ سوالی شرکت می کنه، از قبل با پارتی جوابو که ۲چرخه بوده بهش میگن و ازش میخوان برای اینکه کسی نفهمه چندتا سوال الکی بپرسه. طرف میگه:
-هویجه؟؟؟ میگن نه . میگه پس دوچرخست........


یه روز یزدیا میان تهرون ، به تهرونیا می گن: شما چرا از ما یزدیا جک نمی سازین و فقط جک هاتون از غضنفر و قوچعلی یه؟
تهرونیا می گن : شما هم باید یه سوتی بدین ، بعدا برا شما هم جک می سازیم.
خلاصه بعد از مدتی یزدیا میان تهرون می گن: آقا بیایین یزد ، ما وسط کویر سد زدیم. تهرونیا میرن یزد که سد رو ببینن و از یزدیا جک بسازن. میرن وسط کویر ، می بینن بله، یه سد وسط کویره ، یهو نگاه می کنن ، می بینن بالای سد غضنفر و قوچعلی نشستن دارن ماهی می گیرن!!


یه روز یه زنه پا شو میذاره روی سو سک .
بعد سو سکه بلند می شه و می گه پهلو انان
نمی میرند


روزی گوسفندی نخ میخوره، تسبیح پس می ده.


یه روزی غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازی میکنه جو زده میشه بچشو میخوره


یه روز از ۱۱۰ میان یه مرده رو بگیرن مرده می زنه مامور ۱۱۰ رو میکشه بعد از اون میگفتند پلیس ۱۰۹ ها ها ها ها


یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کونوم


به قوچعلی میگن شما ها بینتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلی میگه : ها بو نه پس سوفیا ...؟ ... هاردی اینا کین ؟


گرگه میره دم در خونه شنگول و منگول میگه منم منم مادرتون زود باشین در رو باز کنین. شنگول میگه غلط کردی ما آیفون تصویری داریم


یه روز یه مرده می ره نونوایی دید صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ایستاد و گفت : " آقا مادرم گفت یه نون بدین"


یارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت می کرده، می گه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!


عربه داشته زن می گرفته، ازش می پرسن: جشن عروسیت رو کجا می گیری؟ می گه: تو یک مدرسه! می گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه می گه: ولک آخه خـَیـلی کلاس داره!


میزبان از یکی از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه دیروقته، همسایه‏ها ناراحت می‌شن. میزبان گفت: اصلاً مهم نیست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس می‌کنه


چهارتا آبادانی می خواستند از مرز خارج بشن, تصمیم می گیرند پوست گوسفند بپوشند و قاطی گوسفندها با گله حرکت کنند. درست در لحظه ای که می خواستند از مرز خارج بشن, نیروهای انتظامی فریاد می زنند: آهای اون چهارتا آبادانی بیان بیرون از گله. آنها با تعجب خارج میشن و می‌پرسند شما از کجا فهمیدین که ما آبادانی هستیم؟ مامورا می‌گن: از اونجایی که گوسفندها عینک ری بن نمی‌زنند.


غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای غضنفرمی‌گذاره که: منو فردا ساعت ۶ بیدار کن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا میشه، ‌می‌بینه غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!


یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه


یک روز پلنگ صورتی میره سر خاکه باباش میگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام


یه روز به یک خرگوشه می کن چرا هویج می خوری می گه هوی جوری


روزی به مرده می گو یند چه پفکی رو دوست داری میگه
سی توز


مردی بود که زمانی که هوا رعدو برق میزد سرش و میکرد بالا می خندید
بهش گفتن چرا این جوری میکنی
گفت:مگه نمی بینی دارن عکس میندازن


یارو می ره تو یک قهوه‌خونه، به قهوه‌چی می گه: داش حال می کنی یک جک عربی بگم؟! قهوه‌چیه می گه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز می خوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو می گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!


یه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج می کنند . بابای جوجه خروسا به اولی می گه چرا اخراجت کردند؟ می گه یکم از پرام ریخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به دومی می گه تو رو چرا اخراج کردند؟ میگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوی صورتم فکر کردند راپیستام اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به سومی می گه چرا اخراجت کردند ؟ میگه اخه عکس جوجه مرغ تو کیفم بود


به یکی میگن با ریلکس جمله بساز.میگه:رفتیم باغ وحش با گوریل عکس انداختیم.


معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمی سازند خانه می سازند


به صدام میگن شما چه طوری در این گیر و دار فرار کردید ؟ صدام میگه موتور سیکلتم تلاشه


به یکی میگن با لجن جمله بساز میگه همه تو ایران با من لجن


به آبادانیه خبر میدن که بابات مرده، می گه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی


آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد می زنه درازش میک نه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش می کنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پی چوندی!


یه مرده میره حموم پاش میره رو صابون می خوره زمین دیگه نمیره حموم


یه روز یه بابایی پاش درد میکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!


یه روز به یه لاک پشت میگن دروغ بگو . میگه دویدمو دویدم


یک مرده یک مار رو اذیت میکنه ماره میگه سرطان بگیری


یه روز یه نفر زنگ میزنه مخابرات می گه :
آقا ببخشید , شما شماره اکبر آقا رو دارید .
تلفنچی می گه : نه
مرد میگه : پس لطفا یادداشت کنید


به یکی میگن :نظرت درباره نوشابه چیه؟
میگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولی حیف برق نداره.
به یکی میگن:نظرت درباره خلیج فارس چیه؟
میگه:خیلی خوبه ولی باید اسفالت بشه.


پسره به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟
باباهه میگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نمیشه برو.


به یکی کارت تلفن میدن . کارت پرس میزنه.
یکی خودکارش تموم میشه.ترک تحصیل میکنه.
به یکی میگن:اگه دنیا رو بهت بدن چیکار میکنی؟
گفت:میفروشمش میرم اروپا.


یه روز به یک اسکلت می گن دروغ بگو می گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو


از سه نفر پرسیدند: شماها کی بدنیا اومده اید؟
اولی: نیمه اول سال

دومی: نیمه دوم سال

سومی: در وقت اضافه.!!!!


یک روز به یک جوانی می گویند :

آقای محترم جلوی پمپ بنزین سیگار نکش.

جوان جواب می ده : برو ببینم من جلوی بابام هم سیگار می کشم.!!!


یه روز قوچعلی و یه تهرونی و یه اصفهونی میخوان برن پیک نیک قوچعلی میگه: ناهار رو من میارم

تهرونیه میگه : نوشابه هم رو من میارم

اصفهونیه میگه : منم دادشیمو میارم!!!


فیله و مورچه هه باهم ازدواج میکنن
فیله میمیره مورچه هه میگه:
بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر براش قبر بکنم !!


دو نفر بهم میرسند.

اولی: از علی چه خبر؟

- علی مرد.

- چه جوری؟

- تریلی رفت رو انگشتش.

- ولی آخه اینکه نباید منجر به مرگ بشه؟

- آخه وقتی تریلی روی انگشتش رفت, انگشتش توی دماغش بود...!!!


مردی رفیقش رو بعد از مدتها می بینه و در مورد کار و بارش سئوال میکنه.

رفیقش بالکنت زبون جواب میده:

والله ما یییک کاکاکارخونه زدیم ولی بعد از یکماه آآآتیش گرفت, و ههههمه اش سوخت.

بعد رفتیم تو خخخرید بوبوبورس بعد از یه یه یه یه هفهفته ۵ میلیون توتوتومن ضضضرر کردم, مرد به رفیقش میگه:

با اینهمه ضرر خوبه که سکته نکردی؟

رفیقش جواب میده: پپپس فکککر کردی دارم ااادای عمه ات رو دددر میارم؟؟؟!!!!


روزی یه نفر که زبونش می گرفته میره دم دکه سیگارفروشی و میگه:

- آآآقا بببخشید سیسیگار دارین؟

صاحب دکه میگه: نه, نننننداریم.

همون موقع یه نفر دیگه میاد و میپرسه آقا سیگار دارین؟

صاحب دکه میگه: نه آقا نداریم.

مرد اولی ناراحت میشه و یقه فروشنده رو میگیره و میگه:

آآآقا دددمت گرم, حاحالا ددیگه ااادای منو دددر میاری؟

صاحب دکه میگه: نه نه جوجون تو ااادای اواونو دددر می آآآآوردم!!!!!


سلمانی از مشتری تازه که می خواست ریشش را اصلاح کند, پرسید:

آیا من تا حالا ریش شما را اصلاح کرده ام؟

- نه آقا, این جای زخمها مربوط به زمان جنگ است.....


چند نفر می رفتند کوه, سرپرست شون لکنت زبون داشت, از وسط های راه هی می گفت: چ چ چ چ .

گروه میرسه بالای کوه, می خواستند چادر بزنند, سرپرست میگه:

چ چ چادر یادم رفت!!!میگن ای بابا باید برگردیم پایین, توی راه برگشت سرپرست همش می گفته: ش ش ش ش .

خلاصه می رسند پایین و می بینند که چادر نیست.
از هم می پرسند چادرها کو؟

میگه ش ش ش شوخی کردم!!!!!


اولی: تو از تبعید می ترسی یا حبس ابد یا اعدام؟

دومی: از هیچکدام, من فقط از زنم می ترسم...!!


آقای سردبیر باز هم این روزنامه پر از اشتباه چاپیه امروز بیش از صد نفر تلفن کردند و اعتراض کردند.

- جناب مدیر اجازه میدین از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ کنیم؟؟؟!!!


یه بابایی خونه اش آتیش گرفت, هی میرفت توی آتیش و برمیگشت.

همسایه ها پرسیدند: چرا هی میری تو و میای بیرون؟

گفت: برای اینکه مادرزنم توی خونه ست.

پرسیدند: چرا بیرونش نمیاری؟

گفت: میرم تو, هی این رو اون روش میکنم, حالا زوده بیارمش بیرون!!!!


- آقا من اومدم خودم رو بیمه کنم.

- بسیار خب در مقابل چه حوادثی می خواهید خودتون رو بیمه کنید؟

- در مقابل مادرزنم


۱ - یک روز یک جوجه تیغی پیش دوستانش نشسته بوده یهو یک دونه کیوی میبینه میگه بچه ها داداشم از سربازی اومد.

 



۳ - یک روز دو تا موشه ازدواج میکنن ماه عسل میرن فاضلاب

 



۴ - یک روز یک آقایی داشته راه میرفته خسته اش میشه میدوه

 



۵ - یک روز یک آقایی میره استخر آهنگ تایتانیک میزارن جو میگیرتش غرق میشه

 



۶ - یک روز یک مرغ و یک خروس میرن بقالی میگن ببخشید تخم مرغ دارین مرده میگه مگه شما مرغ نیستین میگه چرا ولی ما تو عقدیم

 



۷ - یک روز یک آقایی سوار آسانسور میشه جو میگیرتش میگه برای سلامتی آقای راننده صلوات

 



۸ - یک روز یک سوسکی میره تو چاه دستشویی جو میگیرتش دستش رو میبره بالا داد میزنه میگه من و این همه خوش بختی محاله محاله ...

 



۹ - یک روز یک آقایی یک کارخانه کبریت سازی میزنه بعد از چند روز ور شکست میکنه ازش سوال میکنن آقا علت ور شکستگی شما چه بوده میگه من برای بالا بردن کیفیت کار کبریت ها را قبل از مصرف امتحان میکردم

 

۱۰ - یک روز یک آقای بسیار خصیصی به همراه خانواده اش از کنار یک روستوران بسیار شیک و مجلل میگزرند بوی خوب غذا دل همشون رو آب میکنه بعد باباهه جو میگرتش میگه اگه بچه های خوبی باشین یک بار دیگه از کنار این رستونران رد میشیم

۱۱ - به یکی میگن اسم کوچک فردوسی چیه میگه میدان

۱۲ - به یکی میگن با اتوبوس جمله بساز میگه اتو بوس کردم لبم سوخت

۱۳ - به یکی میگن یک جمله بگو که آب توش جریان داشته باشه میگه لوله

۱۴ - یک روز به یک گاو میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه میگه جلوی نیسان بشینم کنار راننده

۱۵ - به یک نفر میگن فرق هواپیما با کچل چیه میگه کچل که فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی هست .

۱۶ - یک روز یک نفر میره ته چاه میشینه میگن چرا رفتی اونجا میگه میخواهم فکر کنم میگن خوب چرا اونجا میگه خوب می خواهم عمیق فکر کنم

۱۷ - به یکی میگن خیلی آقایی ... میگه ما بیشتر

۱۸ - تمساح میره گدایی میگه به من مارمولک بدبخت کمک کنید

۲۰ - یک روز یک آقایی داشته پرتقال پوست میکنده میگه خدا کنم توش موز باشه

۲۱ - به یکی میگن موز خوردی میگه آره همون که هسته اش خیلی بزرگه

۲۲ - یک روز یک آقایی برف پاکن ماشینش رو میزنه هیبنوتیزم میشه

۲۳ - یک روز یک آقایی رو تخت می خوابه خوابش سنگین بوده تخت میشکنه

۲۴ - یک روز یک آقای خیلی خصیص موبایل میخره صفرش رو قفل میکنه

۲۵ - به یکی میگن میدونی اولین مگس در چه سالی متولد شد میگه آره دو ثانیه بعد از تولد کثافت

۲۶ - یک روز یک خانمی به دوستش میگه این روزها قلبم خیلی درد میکنه دوستش میگه نوار قلب گرفتی میگه نه نوار شجریان گرفتم

۲۷ - یک روز به یک آقایی میگن گیتار بلدی بزنی میگه نه ولی یک برادر دارم اونم بلد نیست بزنه

۲۸ - یک روز یک نفر کارت تلفن میخره فوری میره تا براش پرس کنن

۳۰ - به یکی میگن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی میگه فعلا میخواهم درسم رو ادامه بدم

۳۱ - به یک افغانی میگن اگه یک کامیون پر از شمش طلا بهت بدن چی کارش میکنی میکه ۵۰۰۰ تومان میگیرم خالیش میکنم

۳۲ - یک روز یک آقایی کلیدش رو تو ماشین جا میگزاره تا بره یک کلید ساز بیاره زن و بچه اش دو ساعت تو اتوبوس گیر میکنن

۳۳ - یک روز یک آقایی در یخچال رو باز میکنه یک ژل تو یخچال بوده میلرزه میگه نترس نمیخواهم تو رو بخورم



سیر و پیاز دعوا می کنن، سیر به پیاز می گه : برو گم شو ، بوی بدی داری.

 



پیاز و سیر با هم دعوا می کنن، سیر به پیاز  می گه: حیف که سیرم و الا می خوردمت.

 



مورچه هه به تنهایی ۲ تا گندم ور می داره، دیسک کمر می گیره.

 

می خواستن کچلی را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار می ذارن و به شامپوش مواد شیمیایی می ریزن.


سوسکه مست می کنه و می ره جلوی دم پایی و می گه: بزن، ده بزن دیگه لعنتی !!!

*****

مردی می ره لامپ مهتابی بخره، داخل دکونی می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین !!!

*****

اگه حیوونا قرار بود شغلی انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زندانی، لک لک شالی کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابریشم بافنده، میمون بندباز و کبوتر پستچی می شدند.

*****

شفچنکو از مسابقه شهر به شهر شبکه سه بدش میومده، یه بار زنگ می زنه به حسینی و می گه : گوشی رو بدین به حسینی، حسینی گوشی رو ورمیداره و می گه: اسمتون؟ شفچنکو می گه : ببین داداش، زود بگو هواپیماتو بیارن پایین، حسینی یه خورده ادا در می آره و می گه : چرا؟ شفچنکو می گه: آخه تو هواپیماتون بمب گذاشتیم.

*****

سوسکه با ملخ ازدواج می کنه، بچه شون پروانه می شه .

*****

یه بره با مامان و باباش دعوا می کنه، بعد می ره سر خیابون و داد می زنه: دربست کشتارکاه.

*****

یه چینی رو دار می زنن، می شه: دارچین.

*****
از فوتبالیستی می پرسن؟ چرا همیشه قبل از زدن گل می ری حموم؟ یارو می گه: آخه می خوام گل های تمیز بزنم

*****.
گرگه می ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در می زنه و می گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنین، منم، مادرتون. پینوکیو در رو باز
می کنه و می گه: ببخشین از اینجا رفتن.

*****

یه نفر می افته تو جوب، مردم درش می آرن، ازش می پرسن؟ سالمی؟ طرف می گه: نه، من جاسمم.

*****
یه فیله از دست مادرش فرار می کرده، یه مورچه هه می بیندش و بهش می گه: بیا پشتم قایم شو.

*****

اخی، غضنفر و قوچعلی در بیابون های آفریقا گیر می افتن و گرمشون می شه. برای خنک شدن، قوچعلی می ره و یه بادبزن درست می کنه،
غضنفر یه پنکه و اخی یه می ره و با در ماشین بر می گرده، بهش می گن: در ماشین واسه چی؟
می گه: میخوام شیشه شو بدم پایین، هوا بی آد

*****
یه روز بامشاد با شورت می ره تو خیابون، یه بابایی بهش می گه: چرا با شورت اومدی تو خیابون؟ بامشاد می گه: وفا داری، وفا داری، به شورت من چیکار داری؟

*****

یه چاه وسط تهرون بوده که مردم می افتادن توش و زخمی و زیلی می شدن بلاخره بعد از سالها شورای شهر تهرون تصویب می کنه برای رفاه حال شهروندان در یک قدمی چاه یک بیمارستان با کاملترین تجهیزات تاسیس کنند



جکهای زیر از آقای شهاب رضوی در تاریخ پنجم مهر ماه سال هشتادو پنج

یه روز یک دختر زشت از دوست پسرش می پرسه فرق من با خورشید چیه . پسرمی گه:هر دوتاتون نمی شه مستقیم بهتون نگاه کرد



به ترکه میگن نظر شما راجع به ازدواج فامیلی چیه؟::میگه : چیز خوبیه , ازدواجای خونواده ی ما همشون فامیلی فامیلی بودن , مثلا داییم , زن داییمو گرفت , عموم زن عمومو گرفت



یه تهرانی برای اینکه براش جوک بسازند میره داخل کویر قلاب ماهیگیری میندازه ::بعد میبینه ترکه با قایق موتوری از جلوش رد میشه



یروز مرغ میر تخم مرغ بخره بهش میگن زشته شما تخم مرغ بخری میگه شوهرم گفته به خاطر 50 تومن اندامتو بهم نزن



به یه ترکه میگن اگه تو دریا یه کوسه بهت حمله کرد چی کار میکنی /میگه میرم بالای درخت /میگن اخه تو دریاکه درخت نیست/میگه :مجبورم میفهمی مجبور



یه روز از یک داماد که دوتا کت روی هم پوشیده بود می پرسند چرا دوتا کت پوشیدی؟::داماد خنده ای می کنه ومیگه: چون عقدوعروسی با همه



از یه دختره میپر سن چرا/به دوست پسر میگن بی ف میگه چون بد بخت و فلک زده ست



زشخصی میپرسن چرا قرصهایت راسروقت نمی خوری::میگه می خواهم میکروبها راغافلگیر کنم



قانون 13 نیوتن میگه:وقتی میری دستشویی منتظر جاذبه زمین نباش.زور بزن



یه روز پیر زنه تو اتوبوس میگه نی نای نای نای نی نای نای همه دست می زنند پیر زنه دندوناشو از کیفش در می یاره می زا ره دهنش می گه نیاوران نگه دار



به یک نفرمیگن فرق حادثه وفاجعه چیه....میگه تویک کشتی مسافری باشی درحال مسافرت یه باره مادرزنت بیفته تواب به این میگن حادثه اماوقتی که یه نجات غریق بره اونوبیاره بیرون میشه فاجعه..///



تهرونی در باغ میوه می چید باعبان او را میبینه در این موقع تهرونی فرار میکنه میره زیر یک الاغ قایم میشه و باغبان او را پیدا میکنه و میگه زیر الاغ چکار میکنی تهرونی میگه من پچه اینم. باغبان میگه الاغ من نر است تهرونی حاضر جواب میگه از مادرم قهر کرده پیش پدرم امده ام
چون در جوکها جا نشد اینجا نوشتم
تشکر

 



ترکه میره جنگ فرداش برمیکرده بهش میگن چرا این قدر زود برگشتی میگه بابا اینا خیلی خرن تفنگ بازی میکنن به قصد کشت



یه ترکه سوار سمند میشه می بینه یه زنه بهش میگه: لطفا در خودرو را ببندید.::ترکه میگه: خوب بستم حالا بیا بیرون جیگر



یه گوسفنده ازجلویه قصابی ردمیشه میگه تیکه تیکه کردی دل منو



یه ترکه کلی درس میخونه قاضی میشه یه پرونده میزارن جلوش میگن حکم چیه میگه خشت


 مار ناراحت یه گوشه نشسته بوده . ازش می پرسن چی شده ؟ میگه : یه عمر عاشقش بودم .

تازه فهمیدم شلنگ بوده.

[ ۱۳٩٠/۳/٢٦ ] [ ٧:٠٤ ‎ب.ظ ] [ حامدرحیمی صادق ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ با هدف افزایش هر چه بیشتر اطلاعات هم وطنان عزیز در مورد هنر و همچنین سرگرمی شما دوستان عزیز طراحی شده است. با تشکر از شما مدیریت وبلاگ: پیمان ایرانمنش نویسندگان : مهندس فهیم فاتحی و مهندس حامد رحیمی صادق
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

چت روم


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

milad_tehran_-_bito_khosh_nemigzareh.zip milad_tehran_-_do_se_saat_bikhiyaali.zip

كد عكس تصادفی

كد عكس تصادفی

تبادل لینک onLoad and onUnload Example