اس ام اس خنده دار

سوال کنکور سال 86        1- انرژی هسته ای حق مسلم .......... الف- ماست      ب - شیر      ت -پنیر        د - هر سه مورد

به لره میگن: بابات به رحمت ایزدی پیوست میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست میگه منظورتون رو نمی فهمم می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت

یه روز یه دکتره سه تا دیوونه رومیبره تو اتاقش تست کنه ببینه خوب شدن یا نه بهشون میگه فکرکنید سیب زمینی هستید دارید سرخ میشیداولی ودومی شروع میکنن به پریدن دکتره میگه چی کار میکنید دیوونه ها میگن خوب داریم جیلیز ویلیز میکنیم سومی آروم میشینه دکتره میگه خوب حتما خوب شده ازش میپرسه چی کار میکنی میگه من چسبیدم به ماهی تابه

به شیر فرهاد می گن: خرتون بچه ی ما را گاز گرفته.شیر فرهاد می گه: اولا خر ما گاز نمی گیره. دوما خر ما همیشه بسته است. سوما اصلا ما خر نداریم

برداشتن قدم های بزرگ در زندگی... . . . پــاره شدن شلـــوار را در پی دارد

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم

معلم:« سعید! دو تا حیوان دو زیست نام ببر.» سعید:«قورباغه و برادرش.»

بوش گفته 3 نقطه از قم را میزنیم. لره میگه چرت میگه قم 2 تا نقطه بیشتر نداره غضنفر میگه جفتشون زر میزنن چون ""گم"" اصلا نقطه ندار

زن و شوهر با هم قهر بودن هر چی می خواستن به هم بگن روی کاغذ می نوشتن یه شب زنه می نویسه صبح ساعت 6 من و از خواب بیدار کن صبح ساعت 10 از خواب بیدار می شه می بینه مرده رو کاغذ نوشته پاشو ساعت شیشه زنیکه خر

یه اصفهانی موز می خوره پوستشو می زاره لای دفتر خاطراتش

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم

یک مار به حمام زنونه میره همه جیغ میکشند ماره میگه نترسید من کبرا هستم

یه غضنفر میمیره. شب اول قبر 62 تا فرشته میان سراغش. 2 تاشون سوال می کردن 60 تاشون حالیش می کردن

غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین

غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

به غضنفر یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم

یه غضنفر میاد تهران یه دونه پرشیا صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ غضنفر می گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه

می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟ می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ

غضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه اگه مردین یه فاز یه فازبیاین جلو

غضنفر واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی

غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود

به غضنفر می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون من تازه غذا خوردم نوشجان

غضنفر تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش

غضنفر تو خواب دعواش می شه شب بعد با بچه محلاش می خوابه

غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من اب ندین

غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی در این مکان عروسی برگزار می شود

غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت

غضنفر از تاکـ..سی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی راننده میگه من که چیزی نگفتم.غضنفر می گه بعدا که می گی

غضنفر جلو در دبیرستان دخترونه میوفته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه می گه: هرکی منو دراورد مال خودش

به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟ میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره

غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات سوارش می شه

غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بیرون یه دفعه می خوره زمین واسه این که کم نیاره می گه حرکتو حال کردی

غضنفر با کُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند واسه چی تو خونه کت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد

غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی‌رسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمع‌تر وایسین نون به ما هم برسه

غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره. تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

غضنفر خواب میبینه داره بازی میکنه باباش رو میکشه میره مرحله بعد از خواب بلند میشه میبینه باباش جلوش نشسته میگه اه سیو نکردم

غضنفر از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کـ..س اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟

غضنفر اسم نویسی میکنه واسه موبایل… میگه: خدا کنه نوکیا در بیاد

بچه ی غضنفر به باباش میگه: بابا چرا ما هم مثل بقیه با هواپیما نمیریم کانادا؟ غضنفر میگه: خفه شو بچه، شنا کن

از غضنفر می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه: آخه پیاده خیلی راهه

یه غضنفر می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم

زن: مرد چرا کولر نمی خری ؟ غضنفر: به درد نمی خونه اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم

غضنفر کیس کامپیوترشو می بره نمایندگی میگه: آقا این این خرابه می پرسن چرا؟ جواب میده: چند روزه جا لیوانیش بیرون نمی آد

به غضنفر میگن با نجیب جمله بساز. میگه شلوار من نه زیپ داره نه جیب

یه غضنفر و یه عربه داشتن با هم دعوا میکردنو به هم فحش میدادند.غضنفر شروع میکنخ به خندیدن میگن چرا میخندی؟میگه آخه من دارم بهش فحش میدم اون داره برام قرآن میخونه...

غضنفر میاد تهران،‌ یه دختر خوشگل میبینه،‌ میگه: این دوست دختر که میگن شمایی؟

غضنفر قلکش پر میشه، 500 تومن سر میده، با یه قلک نو عوض میکنه

غضنفر سرش رو بی آب شامپو میکنه. میگن چرا بی آب؟ میگه: چون روش نوشته مخصوص موهای خشک

غضنفر میره لایه ازون رو بدوزه، اما بر نمیگرده. میبینن لایه ازون رو از بیرون دوخته

غضنفر آنتی بیوتیکشو سر وقت نمیخوره، ازش میپرسن چرا؟ میگه: میخوام میکروبها رو غافلگیر کنم!

غضنفر میره بقالی میگه: نوشابه خانواده دارین. بقاله میگه: آره. غضنفر میگه: به مجرد ها هم میدین؟

غضنفر اپلیکیشن فرم پر میکنه ، جلوی سکـ..س می نویسه: بله خیلی زیاد

به غضنفر میگن: دو دو تا؟ میگه: بیخیال. کلمه بگو جمله بسازم

به غضنفر میگن: ناف تهران کجاست؟ میگه: یه کم بالاتر از برج میلاد

غضنفر سوار تاکسی میشه درو نمیبنده. راننده میگه: درو ببند. غضنفر میگه: زرنگی؟ میخوای دربست حساب کنی؟

غضنفر توالت میساخته. آجر کم میاره. اوپن میسازه

غضنفر شماره تلفن پیدا میکنه. زنگ میزنه میگه: من شماره تونو پیدا کردم. آدرس بدین تا واستون بیارمش.

غضنفر تاکسی دربست میگیره. از پنجره سوار میشه 

به غضنفر میگن: نظرت راجع به آتروپات چیه؟ میگه: راستش یخمک خوشمزه تره

غضنفر از جهنم میره دم در بهشت، میگه: یخ دارین؟ میگن: داریم نمیدیم! غضنفر میگه: ایلده فردا صبح که اومدین آب جوش بگیرین منم نمیدم

غضنفر داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش

غضنفر میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می‌کنند

به یه غضنفر می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

یه روز غضنفر پاش درد میکرده تو جورابش قرص بروفن میندازه

غضنفر داشته نوار نوحه گوش میداده میزنه اخرش ببینه شام میدن یا نه

غضنفر مست میکنه شنگول میشه گرگه میاد میخورتش

غضنفر میره پمپ بنزین. یارو به غضنفر میگه آقا سوپر بزنم یا معمولی غضنفر میگه معمولی بزن خانواده تو ماشین نشسته

تو اردبیل به مناسبت میلاد امام علی به همه ی اونهایی که اسمشون میلاد بود جایزه دادن!

غضنفر زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو میگه آره. میگه دکتر غضنفر؟ یارو میگه آره. غضنفر میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!

غضنفر رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار تعطیل است

یه روز یه غضنفر از یه پسره می‌پرسه بچه کجایی؟ میگه بچه امام حسین. غضنفر میزنه زیر گریه و پسره رو بغل می‌کنه میگه علی اصغر چه بزرگ شدی!

به یه غضنفر می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

غضنفر میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. غضنفر هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میکنم

دو تا ماشین با هم تصادف می‌کنند و دست بر قضا، یکیشون ترکبوده. افسر میاد و می‌پرسه: کدومتون مقصر بودید؟ غضنفر میگه: من خواب بودم، ندیدم مقصر کی بود!

غضنفر میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه کت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمیخواد بدوزی، پارچه رو بده.

غضنفر با ماشینش میزنه به یه زنه، زنه میگه: آی دستم، آی پام، آی سرم! غضنفر میگه پاشو، پاشو، این ادا بازیها رو واسه حسن جوهرچی در بیار (او یک فرشته بود).

غضنفر میخوره به دیوار میگه ببخشین

به غضنفر میگن اسم یه پستاندار بگو که پرواز میکنه?غضنفر میگه:مهماندار ه

به یاد داشته باش : به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است، به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است

خدا هیچوقت از تو سئوال نمی کنه که چه نوع ماشینی رو روندی؟ اما حتما از تو خواهد پرسید که چند نفر رو که وسیله نداشتند به مقصد رسوندی؟

چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد

قدرت دید خانومها: یک تار مو را روی کت شوهرشون میبینن اما یه تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمیبینن

اون چیه که لای سینه رد میشه.. روی رون کشیده میشه..یهو میره توووو قفل میشههه...هی عمووووووووو چقدر فکرت منحرفه، کمربند ایمنیه دیگه

خیلی دوست دارم با تو برم ماهیگیری، آخه هیچکس مثل تو کرم نداره

غضنفر میره میوه فروشی، میگه: حاجی یک کیلو ازین لیموها به ما بده. میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: لیمو چیه مرد مؤمن؟! بگو سینه نیکل کیدمن!! غضنفر هم میگه: باشه بابا، یک کیلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، یک کیلو هم گیلاس بده. باز میوه فروشه بهش برمیخوره، میگه: آقاجان گیلاس چیه؟! بگو لپای مدونا!! غضنفر هم میگه: باشه بابا، از همونا. بعد غضنفر کیوی میخواسته، میگه: قربونت حاجی، یک کیلو هم از اون تخمای نلسون ماندلا بده!

پسر غضنفر میره پیش یک افسره پلیس، ازش می‌پرسه: ببخشید ساعت چنده؟ یارو میگه: ده دقیقه به ده. میگه: ساعت ده بیا بکنمت! بعد هم می‌زنه به چاک، افسره هم میفته دنبالش. پسره می‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش می‌بنده. پلیسه در خونه رو میزنه، غضنفر میاد دم در، ‌می‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان میگه: آقا این چه وضعیه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بیا بکنمت!! غضنفر هم میگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقیقه مونده!

یه روز غضنفر میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد غضنفر رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و... داریم. از کدوم یکی بدم. غضنفر میگه:والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن. طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.

یه ایرونی، یه آلمانی، یه اسپانیایی و یه غضنفر سوار هواپیما بودن که زیر هواپیما درمی ره، همه، حتی خلبان، از میله بالای هواپیما آویزون می شن، خلبان می گه: یکی از شماها باید از هواپیما بپره بیرون، غضنفر یه می گه: من می پرم به یه شرط: همه تون برام کف بزنین، همه براش کف می زنن و سقوط می کنن

یه روز یه غضنفر که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , غضنفر عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه

به غضنفر می گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو می خوای بری. غضنفر می بینه جهنم خیلی ردیفه و کلی حوری ریختن توشو دار و درخت و از این حرفا. میگه می رم جهنم. تا پاشو میزاره آتیش و این حرفا میریزه سرش. میگه چی شد. می گن آخه چند وقت بود کسی نمی اومد اینجا رفته بود رو اسکرین سیور

غضنفر تو قرعه‌کشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که می‌خواستن تحویلش بدن میگه اینو آبی کنین من فردا میام می‌برمش. میگن بابا این نقره‌ایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟ میگه آره. من فقط آبی تحویل می‌گیرم. خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده تحویلش میدن. میگه به به. ببینید.... حالا شد مثل نیسان!

برای ترک زبانها : حتما به زبان ترکی ترجمه کنید دختر ترک به پسر ترک : دیگر مرا نمی شماری دیگر به من صورت نمی دهی یا مرا بخر یا بدوان پسر ترک به دختر : من تو را رقصاندم مادرت به من خورشید نمی دهد برادرانت طنا بم را بریدند حالا بمان سوزان سوزان

یک قزوینی برنج تبرک می خره میاره تو خونه باز میکنه داد میزنه پس حمید کو؟

دختر به پسر ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم.

هزار دهقان برای باریدن باران دعا کردند . . . باران نیامد ! خدا به فکر کودکی بود که چکمه اش سوراخ بود . . .

سلام سلامتی میاره . سلامتی نشاط میاره ، نشاط شادی میاره ، شادی زندگی میاره ، زندگی زن میاره ، زن بچه میاره ، بچه دردسر میاره ، دردسر بدبختی

میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط یکی دونه قلب داده؟ برای این که بگردی , اون یکیش رو پیداکنی :

مورچه داشتـه دونه میبرد ازش میپرسند دونه را از کجا اوردی میگه: حمید

SMS :یک ترک پسرشو میبره انگیلیس تا انگلیسی یاد بگیره بعد از یک سال میره به پسرش سر بزنه بچه انگلیسیا داد میزنند محقلی محقلی دور گل بابان گلیب (شکور

کی دلش به حال ماهی میسوزه،یکی دلش به حال ماهیگیر میسوزه اما هیچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدی نمیسوزه

از یکی پرسیدند تشابه انرژی هسته ای با زن دوم مرد چیست ؟جواب داد : هر دو حق مسلم ماست

به یک ترک گفتند شما جرا فارسی بلد نیستید ؟ گفت من حضرت سلیمان نیستم که زبان هر حیوانی را بلد باشم .

تو را از گل‏. نه از گل آفریدند. تو را از عطر یاس و سنبل آفریدند. نمی دانم تو را با این همه حسن!!!! چرا قدری خل و چل آفریدند

آرزو دارم عمرت دراز وسفید ومفید باشد مثل کاغذ دستمالی توالت .

مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!

یه نفر شب اول عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته میگه:ببخشید خانواده خبر دارن اینجایین؟!...

آیا می دونید چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ برای این که شوهرش آدم بوده.
روزی نه نه حوا می ره دم خونشون، در می زنه، بعد حضرت آدم می گه: کیه؟ نه نه حوا می گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعید فلاح
 

عروس رفته بود گل بچینه مامور شهرداری گرفته بود

به آقایی در ماشین که در برف گیر کرده بود می گویند پیاد ه شو زنجیر بزنیم . همان آقا می گویند نه! بیرون سرده در ماشین بشینیم سینه بزنیم به یک نفر میگویند زنت در خانه هنگام چیدن کلابی در حیاط از نردبان افتاده حالش وخیم است
مرد زود وسایل اش را جمع می کند به طرف خانه تند میدود در وسط راه می ایستد می گوید ما تو حیا ط گلابی نداریم ولی باز شک میکن تند میدود و باز می ا ایستد میگوید ای بابا ما اصلا نردبان نداریم ولی باز شک میکن شاید از همسایه گرفته باشند
تند شروع به دویدن میکند باز می ایستد میگوید ای با با من که اصلا زن ندارم

 

یروز یک مرد میره به غذاخوری میگه یدونه کباب بیار . کبابو میارن و میخواد بخوره ولی میبینه مو ازش بیرون میاد میگه اینو عوض کن یکی دیگرو میارن از اونم مو میاد این خودبهخود میگه برم ببینم چرا مو پیدا میشه از اینا میره میبینه که آشپز دست نداره کبابو صاف کنه مزاره زیر بغلش صاف میکنه
 

یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی

یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید

بچه اصفهانیه توی امتحان بیست می‌گیره. باباش میزنه توی گوشش و میگه: خاک بر سرت کنن، با نمره 10 هم میشه قبول بشی، حتما باید این همه خودکار حروم می‌کردی؟

اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم

/ 0 نظر / 27 بازدید